بخشي از وصيتنامه شهيد عباس نصرآبادي
|
بار خدايا! از زير بار گناه به كجا پناه برم. تو را قسم ميدهم
گناهانم را در همين دنيا حسابرسي فرما چون طاقت عذاب آخرت را ندارم. مولاي
من! من را در عشق خود بسوزان و عشق به اهل بيت را در وجود من هميشه فروزان
نگهدار. من دنيا را براي آن دوست داشتم تا در آن به عبادت تو مشغول شوم كه
برايم از هر كاري لذت بخشتر است.خدايا! اگر اكنون عمر من به پايان رسيده،
آرزو دارم بي بي دو عالم زهرا(س) سرمرا بر زانو گيرد. پروردگارا! مرگم را
شهادت در راه حق قرار بده و اگر زندگي كوتاهم ثمرهاي كوتاه براي جامعه
نداشت، اميدوارم با شهادتم اصالت خود را در جامعه به پايان برم. در اين
لحظات زبان من قاصر است كه به عنوان وصيت حرفي بزنم يا سخني بگويم پس همين
سخن امام را آويزهي گوش ميكنيم كه «عالم محضر خداست در محضر خدا معصيت
نكنيد» بياييد با خدا آشتي كنيم و او را ناظر بر اعمال خود بدانيم. پدر و مادرخوبم! از فراق من ناراحت نشويد و شكر خدا را بيشتر كنيد. در اين لحظات آخر تنها ناراحتي من از اين است كه نتوانستم زحمات بيدريغ شمارا جبران كنم من همه چيزم را مديون شماهستم و اين توفيق من نيز از شماست كه مرا اينگونه پرورانديد و از منجلاب دنيا رهايي بخشيديد وشما هميشه چراغ راه من بوديد و مطمئن هستم كه اجر و پاداش خودرا از خدا خواهيد گرفت. پس تاديدار قيامت از شما خداحافظي ميكنم و از خدا برايتان صبر و اجر طلب ميكنم. |
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم دی ۱۳۸۹ ساعت 18:21 توسط ا...
|
صفحه ای برای نوشتن آنچه قاصریم به ییانش...